خرید بک لینک
ما دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــتریم! باید یاد بگیریم كه کلاس بذاریم! كه ناز کنیم ! اونا خیلی بیجا می کنن مارو ناراحت کنن! ... خیلی بیخود می کنن اشکمونو دربیارن! اصلا برا چی به یه موجود مذکر اجازه می دیم شادی زندگیمونو ازمون بگیره؟! این اسمش عشق نیس! کسی که عاشق تو باشه، هرگز نمی تونه غمتو ببینه! چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!! ... من دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه ناز میکنم! دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه فکر میکنم! دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه احساس میکنم! دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه استدلال میکنم! دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه زندگی میکنم! غم رو اشتباهي توی فرهنگ دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترونه ی ما جا دادن! عاشق شو، که زندگی کنی! یک عمر، زندگی کنی! اما حواست باشه، با حسای الکی که این روزا به عشق تعبیر می شه، به زندگیت کوچکترین خدشه ای وارد نکنی.... من دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــتر ام، و افتخار میکنم که دختر بدنیا اومدم به افتخاره همه دخــــ✿◕ ‿ ◕✿ــــترا..

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

مـــن یــک دختــــرم...خــالقم به نــــامم ســــوره هایی نازل کـــــــرد...متــــــــرو برایم جایـــــگاه ویـــژه ساخــــتـــ...مــن دختــــــرم...با تمـــام مـــردانگی هایتـــ نمیتوانـــی بفهمــی صــــورتی برایــم یــک دنیــاستـــ...نمــی توانی بفهمـــمی عشـــق به لاک قرمـــز را ...گریـــــه کردن بدون خجالـتــ...نمــــــاز با چادر سفیـــــــد را...درکـــ کردنش در تــــــوانتــ نیستــــ...مــــن دختـــــرم...چــرکــ نویس هیـــــــچ احســـــــاسی نمی شـــــوم

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

دختر با اخم اومد پیش مادرش و گفت:مامان من دیگه از دختر بودن خسته شدم! مادرش با تعجب پرسید چرا؟ دختر گفت:خسته شدم از این تبعیضی که بین دختر و پسر قائل میشن! پسر تا نصف شب هرجا دلش بخواد میره کسی نمیگه اشکال داره اما دختر بره میگن خوب نیست.پسر دوست دختر داشته میگن پسره دیگه!! دختر دوست پسر داشته باشه میگن خرابه! پسر سیگار بکشه میگن مرده دیگه حتما دردی داره! دختر سیگار بکشه میگن معتاده! پسر چش چرونی کنه میگن ذاتشه! دختر چش چرونی کنه میگن وله! خلاصه همه چی واسه پسرا عادی واسه دخترا بد! مادرش با لبخند گفت:عزیزم اگه شیطان کار خلافی انجام بده کسی تعجب نمیکنه! اما کسی از فرشته انتظار بد بودن رو نداره! سلامتی همه دختر

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

دختر خلقـــــــــت عجـــیبــی اسـتــــــــ !

چشــــم هــایــش را کــه مــیبنــدی،

دیــد دلــش بــیشتــر مــی شــود…

دلــش را کــه مــی شــکنــی،

باران لــطـافتـــ از چــشمــ هــایش ســرازیــر…

انــگار درسـتــــ شــده تــا…

روی عـشـق را کــم کــند

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

شراب خواستم گفت : ممنوع استآغوش خواستم گفت : ممنوع است بوسه خواستم گفت : ممنوع است نگاه خواستم گفت: ممنوع است نفس خواستم گفت : ممنوع است حالا پس از آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه با یک بطری پر از گلاب آمده بر سر مزارم و به آغوش می کشد سنگ سرد مزارم را با هر چه بوسه چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته به آرامی اشک می ریزد تمام تمنای من اما سر برآوردن از این گور است تا بگویم هنوز بیدارم دست از این عشق بر نمی دارم تا ابد دوستت دارم

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

بانو....میدانم وقتی دلت میگیرد...جلوی اینه می ایستی...رژ لب...کمی عطر و.... کمی نیشخند میزنی به خودت به دلتنگی هایی که برایشان نقاب میدوزی..... لباس رنگی ات را میپوشی...موهایت را میبندی ... و در آخر چند مروارید به بغض هایت می آویزی و در آخر.... آنقدر زیبا میشوی که هیچکس شک نمیکند خسته ترین زن دنیایی...!

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

دلشکسته که باشی ,
ساده ترین حرفا. . . اشکتو در میاره
دلشکستگی . . . پیچیده نیس!!
یه دل , یه آسمون , یه بغض آرزو های ترک خورده …
به همین سادگی!!
حالم خوبه…
اما دلتنگ روز هایی هستم…که میتونستم از ته دل بخندم!!
دل شکسته هامو زیر دوش حموم میبرم… ,
بغضامو زیر شرشر آب داغ میترکونم… ,
تا همه فکر کنن ,
قرمزی چشمام از دم کردن حمامہ … !!
دل شکستگی درد داره معنا نداره …

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

نفرین نمیکنم چون خوشم نمیاد.......

ولی..........

خداکنه.......

عاشق کسی بشی که عاشقت نباشه.......همین

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

اگه از صداش بفهمی حالش خرابه ولی چیزی نگی اگه سرد بودنش با خودت رو تو یع دیقه بفهمیاگه تو خیابون بغضت بگیره اگه دعوا کنی اگه بحث کنی اگه نبودنشو سر بقیه خالی کنی اگه کلی حرف داشته باشی ولی فقط گریه کنی اگه دکتر بهت بگه مگه چند سالته که اعصابت زده به معدت اگه کلی اگه تو ذهنت میچرخه ولی نمیتونی هیچکدومو بنویسی اگ یه دل تنگ اگه یه مخ رد اگه یه عالمه درد اگه هرچی بگن بگی بیخیال اگه همه چیو شبیه اون ببینی دووم میاری؟؟؟؟ . . . . .اره میاری من اوردم

برچسب: نویسنده: بهار فدایی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 22:35

صفحه بندی